پانزده نکته از  حجت الاسلام محسن قرائتی برای محرم  که یا از قرآن است یا از روایات است یا از فتوای مراجع.

یکی اینکه بانیان عزاداری اگر نذر روز خاص دارند، کاری نمی‌شود کرد. یعنی شکر روز تاسوعا را نمی‌شود عاشورا شربت داد. تاسوعا برای تاسوعا است، عاشورا برای عاشورا. اگر نذر کردید کاری نمی‌شود کرد. اما اگر نذر نکردید، همین طور می‌خواهید خرج بدهید این خرج‌ها را تقسیم کنید. یک مدیریت بکنید. مسئله مدیریت را قدیم فکر می‌کردیم برای استاندارها و فرماندارها است. اخیرا متوجه شدیم که حتی کوچک‌ترین چیز مدیریت می‌خواهد. مثلا این خلبان‌های هواپیماهای مسافربری دو تا خلبان دارد. شکمشان مدیریت دارد. یعنی اگر این کتلت می‌خورد و گوشت می‌خورد باید او نان و پنیر بخورد. چون اگر هر دو کتلت بخورند، دو تا خلبان، یک وقت گوشت مسموم باشد، حال هر دو خلبان به هم می‌خورد، هواپیما پایین می‌افتد. یعنی شکم هم مدیریت می‌خواهد. چه غذایی و چه ساعتی خورده شود. تمام بیماری‌ها را نمی‌گویم. اما بخشی از بیماری‌ها به خاطر این است که ما در غذا خوردن مدیریت نداریم. صبح بلند می‌شود می‌گوید: به نظرم سردی ام کرده. چای دارچین می‌خورد. بعد می‌گوید: گرمم شد، خیار می‌خورد. دو مرتبه می‌گوید: سردم شد، زنجیل می‌خورد. باز می‌گوید: گرمم شد، کاهو می‌خورد. باز می‌گوید: گرمم شد هندوانه می‌خورد. درحالی که اگر هیچ چیزی نخورد، خوب می‌شود.

 

مدیریت در مراسم عزاداری

مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر امام حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ می‌گوید نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند، آقا پدران شما اشتباه می‌کردند. بی وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند. امام صادق به یک نفر گفت: چرا خانه‌ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پدرم و جدم در این خانه بوده‌اند. گفت: اگر پدر و جد تو کار خلاف کرد، تو هم باید کار خلاف بکنی؟ پدر و جدت نداشتند. تو که وضعت خوب است!! بنابراین در اینکه کی بازار برویم، کی در خیابان برویم. چه طبلی استفاده کنیم باید مدیریت شود. مثلا گاهی نگاه می‌کنی جمعیت خیلی نیست اما اینقدر طبل است که شهر را تکان می‌دهد. من نمی‌گویم طبل نباشد، می‌گویم باید تناسبی باشد. ساعت طبل زدن، تعداد طبل‌ها با مقدار جمعیت، همین طور چند تا طبل برمی دارند می‌زنند و نه شعری، نه مرثیه ای، نه سخنرانی ای، نه گریه ای، نه آدمی، همین طور فقط هی طبل می‌زنند. اینها کارهایی است که امام حسین دوست ندارد. مردم آزاری است. من از بیان امام(ره) شنیدم فرمود: قرآن خواندن هم اگر مردم آزاری باشد، گناه است. قرآن خواندن این طور است تا چه برسد به طبل! نذرهای شما اگر نذرهای خاصی نیست، تقسیم کنید. حالادهه دوم شما، روز بعد از عاشورا غذا بدهید. اینقدر غذا نفله می‌شود، چون همه نذر کردند روز عاشورا بدهند. شما مگر نمی‌خواهی به امام حسین هدیه کنی، بگو: حسین جان من سه روز بعد از شهادت پلو می‌دهم. آبگوشت می‌دهم. ثوابش برای تو. امام حسین هر وقت به ایشان هدیه کنی می‌پذیرد. چه عاشورا، چه غیر عاشورا. البته باید عاشورا حماسه‌اش سر جایش باشد. روز عاشورا فرق می‌کند. اما نه به مقداری که غذاها حرام شود. آیت الله العظمی مکارم می‌فرمود: حاجی‌هایی که روز عید قربان مکه گوسفند می‌کشند، اگر گوشتش حرام می‌شود، به ایران تلفن کنند، کسی برایشان بکشد. البته حالا امسال گفتند، گوسفندها را به پاکستان فرستادند. به هر حال اسراف حرام قطعی است. اگر کسی روز خاصی را نذر نکرده تقسیم کند. مجالس هم همین طور است. یکی دهه اول، یکی دهه دوم، یکی دهه سوم، به هر حال یک طوری نباشد یک شب همینطور قدم به قدم تکیه، بعد از یک هفته هیچی، مثل سیل یکبار می‌آید و می‌ایستد. این باران نم نم اثرش بیشتر است.

 

بایدها و نبایدهای عزاداری در مجالس

باید چند تا اصل مراعات شود:

1-احیای امر اهلبیت. حدیث داریم در مجالس عزاداری «احیوا امرنا» (بحارالانوار/ج1/ص200) یعنی امور ما اهل بیت باید زنده باشد. این آقا که بالای منبر رفت، این شعار را که خواند چه چیزی زنده شد؟ آیه‌ای تفسیر شد؟ تاریخ کربلا مطرح شد؟ موعظه‌ای شد؟ چه مطرح شد؟ این شاعر این شعری که خواند مردم چقدر رشد کردند؟ بعضی شعرها در شان اهل بیت نیست. دورت بگردم. خوب مادر هم به بچه‌اش می‌گوید: دورت بگردم. چشمات کمونه، ابروت کمونه، قدت قشنگه، آیا مثلاً ابالفضل این است؟! شعری که خوانده می‌شود باید در آن رشد باشد. منبری باید حرف‌هایش رشد داشته باشد. پس اول زنده شدن امور اهل بیت. باید کاری کنیم که اهل بیت زنده شوند و حرفشان، فکرشان، فرهنگشان احیا شود.

2- معرفت و بصیرت. آدم در جلسه که می‌آید اگر با سیزده آمد، وقتی از حسینیه بر می‌گردد باید نمره اش 14 باشد، پانزده باشد. بگوید: یک چیزی فهمیدیم که تا حالانشنیده بودیم. حدیث داریم هرکس مسجد می‌رود باید هشت تا چیز بدست بیاورد. یکی از این هشت تا این است: «و علما مستطرفا» (بحارالانوار/ ج75/ص108) «مستطرف» یعنی تازه، هر کس مسجد می‌رود باید حرف تازه یاد بگیرد، یعنی چه؟ یعنی باید پیشنماز هر روز مطالعه کند. شما اگر پای تلویزیون دیدی از من استفاده نمی‌کنی خاموش می‌کنی، یک کانال دیگر می‌روی. «و علما مستطرفا» علم تازه، معرفت تازه باید معرفت و بصیرت باشد.

3- باید عشق آفرین باشد. عشق آفرین، یعنی باید مطالبی که گفته می‌شود، عشق مردم را به امام حسین بیشتر کند.

4- تعلیم احکام؛ اینها باید یک تابلو شود تا در همه هیئت‌ها بزنند. یعنی باید هر منبری یک فقه هم بگوید. چون خیلی وقت‌ها کارهای ما اشکال دارد.

امام حسین وقتی کربلا آمد، زمین کربلارا خرید. چرا؟ به خاطر مساله فقهی. فرمود: زمین مردم است. من در زمین مردم نمی خواهم شهید بشوم و نباید خون من در زمین غصبی ریخته شود. زوارها که زیارت من می‌آیند، پا در زمین مردم نگذارند. ببین امام حسین زمین کربلا را خرید که مسائل فقهی مراعات شود.

در کوفه و شام به زینب کبری صدقه دادند. فرمود: صدقه به سید حرام است. یعنی چه؟ یعنی در اوج کارها باید مواظب مسائل شرعی بود. صدقه حرام است. می‌شود به دیوار مسجد میخ کوبید؟ باسمه‌تعالی نه! حرام است. می‌خواهیم سیاه پوش کنیم، نکن. سیاه پوش مستحب است اما خراب کردن دیوار مسجد حرام است. خدا دکتر بهشتی را رحمت کند. من خدمت این شهید مظلوم بودم. از چند تا کشور آمده بودند با ایشان صحبت می‌کردند. از کشورهای مختلف صحبت می‌کردند، یک مرتبه گفت: آقایان الآن وقت نماز است. با اجازه! الله اکبر! نماز اول وقت. با کفش در مسجد می‌آییم. می‌خواهیم سینه بزنیم. این کار را نکنید. من می‌خواهم گوسفند بکشم، شتر بکشم در خیابان. آقا شتر بکش. خدا اجرت بدهد. اما چرا وسط خیابان؟ این شتر رم می‌کند. گاو و گوساله رم می‌کند. خونش می‌ریزد. اگر بارندگی شود، این آب با خون مخلوط می‌شود. کفش مردم نجس می‌شود. در مسجد می‌روند، در حسینیه می‌روند، در خانه‌هایشان می‌روند، کشتن شتر کار خوبی است. اما وسط خیابان کار خوبی نیست. هرچیزی در جایی. شما اگر چای را در آفتابه بکنی، هیچکس نمی‌خورد. هم شربت خوب است، هم لیوان خوب است. یعنی باید کارهای ما در ظرف خودش باشد. شتر کشتن، گوسفند کشتن کار خوبی است اما وسط راه کشتن کار خوبی نیست. یک جای دیگر بکشید وسط راه نباشد.

5- پاسخ به شبهات، یک سری شبهه پیش می‌آید. شبهه می‌کنند و این شبهه‌ها را باید جواب داد. الآن این وهابی‌ها راجع به عزاداری می‌گویند: عزاداری کجای قرآن نوشته است؟ این وهابی‌ها باید قرآن را بلد باشند. مسلمان که هستند. قرآن در سوره «اذا الشمس کورت» (تکویر/1) آنگاه که خورشید نورش گرفته شد. «و اذا النجوم انکدرت» (تکویر/ 2) نور ستاره‌ها گرفته شد. خورشید درهم پیچیده شد. چه شد، چه شد، چه شد بعد می‌گوید در آن روز می‌پرسند این دختر زنده را چرا در گور کردی؟ مسلمان‌ها که دختر در گور نمی‌کردند. مشرکین دختر زنده را در گور می‌کردند. دختر را ننگ می‌دانستند. قرآن برای دختر مشرک هم روضه خوانده است. گفته: «بای ذنب قتلت» (تکویر/9) به چه گناهی این را کشتید؟ ببینید دختر مسلمان نیست. پدرش مشرک است. دختر هم مشرک است. اما چون مظلوم است، خدا برای مظلوم آیه آورده است. اگر کسی مظلوم بود باید کمکش کنیم. گول خورده‌هایی که گفتند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! اینها با قرآن آشنا نبودند. غزه و لبنان که مسلمان هستند. ما می‌گوییم: حتی اگر آن طرف کره زمین به یک دختر کافری ظلم شد، ما باید از این طرف دنیا به نفع او شعار بدهیم. به چه دلیل؟ به دلیل «اذا الشمس کورت» خداوند برای دخترانی که در جاهلیت زنده در گور می‌رفتند روضه خوانده است. «قتل اصحاب الاخدود» (بروج/4) «اخدود» خد یعنی گودی. یک گودی درست کردند، مومنین را در گودی ریختند و سوزاندند و نشستند لب گودی و تماشا کردند. مومنین سوختند و اینها تماشا کردند. قرآن می‌گوید: مرگ بر شما که مومنین را زنده زنده سوزاندید. در سوره بروج خداوند برای مومنینی که به ناحق از بین رفتند روضه خوانده است. این وهابی‌ها به ما می‌گویند: چرا عزاداری می‌کنید؟ خودشان پدرشان که می‌میرد و می‌برند زیر خاک می‌کنند. من نمی‌دانم مثلاً فرض کنید که شما چطور یک مرغ مرده را زیر خاک می‌کنید و هیچ گریه نمی‌کنید. این مادرش و پدرش مرده زیر خاک می‌کند، همینطور نگاه می‌کند. اصلاً گریه علامت این است که من عاطفه دارم. اصولاً ما دو تا چراغ داریم. عقل و عاطفه! چراغ عقل بیان است. تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد یعنی آدم حرف که می‌زند می‌فهمد که طرف چقدر عاقل است. بیان، چراغ عقل است. اشک، چراغ عاطفه است. ما نمی‌دانیم فلانی عاطفه دارد یا ندارد. اگر دیدیم گریه می‌کند، پیداست عاطفه دارد. اگر دیدیم همینطور نگاه می‌کند، عاطفه اش مشکل دارد. گریه فطری است. گریه عقلی است. چقدر در قرآن آیه برای گریه داریم. چقدر روایات برای گریه داریم. می‌گویند: چرا شما از دهه محرم عزاداری می‌کنید؟ فقط روز عاشورا را عزاداری کنید. آدم اگر یک غریبه که مرد یک دقیقه به احترامش صبر می‌کند، اما اگر مادرش مرد، مغازه را می‌بندد. دو روز، سه روز مرخصی می‌گیرد. اگر خانمش، بچه هایش، همسرش اگر همه با هم از دنیا رفتند، ممکن است ده روز، بیست روز دیگر سر کار نیاید. پس باید در هر عزاداری یک شبهه‌ای جواب داده شود.

 

ادامه دارد...